الشيخ عباس القمي

128

يازده رساله ( فارسى )

الثَّقَلَيْنِ » « 1 » ششم : آنكه چون در غزوه خيبر ، ابابكر و عمر رايت پيغمبر را گرفتند و به جنگ رفتند و جنگ نكرده گريختند پيغمبر فرمود : « لَاعْطِيَنَّ الرّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ كَرّاراً غَيْرَ فَرّارٍ لايَرْجِعُ حَتّى يَفْتَحَ اللّهُ عَلى يَدَيْهِ » « 2 » يعنى فردا علم را خواهم داد به مردى كه خدا و رسول ، او را دوست مىدارند و او خدا و رسول را دوست مىدارد ، كرارى كه فرار از جنگ نكند و برنگردد تا خداوند فتح بر دست او كند . پس روز كه شد علم را به امير المؤمنين عليه السلام داد و آن حضرت به جنگ رفت و مرحب را به قتل رسانيد ، و درِ قلعه خيبر را كند و فتح كرد ، و حسان به ثابت در آن روز اين اشعار بگفت : وَ كانَ عَلِيٌّ ارْمَدَ الْعَيْنِ يَبْتَغي * دَواءً فَلَمَّا لَمْ يُحِسَّ مُداوِياً شَفاهُ رِسُولُ اللّهِ مِنْهُ بِتَفْلَةٍ * فَبُورِكَ مَرْقِيّاً وَ بُورِكَ راقِياً وَ قالَ سَاعْطِي الرّايَةَ الْيَوْمَ صارِماً * كُمِيّاً مُحِّباً لِلرَّسُولِ مُوالِياً يُحِبُّ الهي وَ الاْلهُ يُحِبُّهُ * بِه يَفْتَحُ اللّهُ الْحُصُونَ الاوابِيا فَاصْفى بِها دُونَ الْبَرِيَّةِ كُلِّها * عَلِيّاً وِ سَمّاهُ الْوَزيرَ الْمُواخِيا « 3 » هفتم : آنكه چون مهاجرين به مدينه آمدند در حوالى مسجد رسول خانه‌ها بنا

--> ( 1 ) ( . ترجمه : هر آينه ضربت على بهتر است از عبادت جن و انس . ) بحارالانوار ( ، ج 39 ، ص 2 . ) ( 2 ) ( . ) بحارالانوار ( ، ج 39 ، ص 9 . ) ( 3 ) ( . ترجمه : و على عليه السلام ) ( به درد چشم مبتلا بود و دوائى براى علاج مىجست و چون معالجه نشد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را با آب دهان شفا داد ، پس نجات يافته و نجات دهنده خجسته و مباركند . و فرمود امروز پرچم را به دليرى مردافكن و چالاك و دشمن‌كش كه يار و دوستدار رسول خدا صلى الله عليه و آله است مىدهم . خدايم را دوست مىدارد و خداوند نيز او را دوست دارد ، خداوند به دست او دژهاى مستحكم را مىگشايد . و براى اين كار از ميان همه خلايق على عليه السلام را برگزيد و او را وزير و برادر خويش ناميد . )